مراد على شمس
74
با علامه در الميزان ( فارسى )
يا برگشت اختلاف ، به اختلاف در عمل است ، چون عمل آن كسى كه مخالف حق است به تدريج در فهم و ذهنش اثر مىگذارد و يا برگشت آن به اختلاف عوامل خارجى است مثل دورى يك نفر از مراكز علمى و دينى و نزديك بودن شخص ديگر به اين مراكز ، كه خود موجب اختلاف آن دو نفر در نحوه ادراك دينى و طرز تفكر مذهبى است . پس منشأ بروز اختلاف در فهم و در عقايد ، اين سه جهت بود كه اسلام از بروز بعضى از آنها جلوگيرى نموده و نمىگذارد در جامعه پديد آيد و بعضى ديگر را بعد از پديد آمدن علاج فرموده است . و از همه اينها گذشته و فوق همه اينها اسلام دستورات اجتماعيى در جامعه خود مقرر فرموده « 1 » كه از بروز اختلافهاى شديد ( كه مايه تباهى و ويرانى بناى جامعه است ) جلوگيرى مىكند ، و آن اين است كه راهى مستقيم ( كه البته كوتاهترين راه هم هست ) پيش پاى جامعه گشوده و شديدا از قدم نهادن در راههاى مختلف جلوگيرى نموده است . دين اسلام همانطور كه اساس خود را بر تحفظ نسبت به معارف الهيش تكيه داده ، همچنين مردم را در طرز تفكر ، آزادى كامل داده است ، و برگشت اين دو روش به اين است كه : اولا : بر مسلمانان واجب است كه در حقايق دين تفكر و در معارفش اجتهاد كنند . ثانيا : در طرز تفكر خود آزادند ، به همان معنايى كه براى آزادى كرديم و
--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء انعام ، آيهء 153 ؛ سورهء آل عمران ، آيهء 97 - 98 - 100 ؛ سورهء نساء ، آيهء 82 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 43 ؛ سورهء نحل ، آيهء 43 - 44 ؛ سورهء نساء ، آيهء 59 - 83 .